درصورتي كه اتصال و و بهم پيوستگي زنجيره پليمري شكسته شود ، ويسكوزيته دوغابه با زمان كاهش خواهد يافتچنين شكست هايي ممكن است حاصل صدمات مكانيكي در خلال آسياب ، حرارت ، هيدروليز ، اكسيداسيون و واكنش هاي آنزيمي باشد. بسياري از چسبهاي ارگانيك اضافه شده به دوغاب لعاب ، در حرارت مكفي و در نتيجه حمله باكتري ها و قارچ ها تجزيه شيميايي مي گردند .باكتري ها ممكن است اجزاء و تركيبات الي را به عنوان منبع كربن و انرژي مصرف نمايند . در چنين شرايطي استفاده از باكتريواستاتها و باكتريوسيدها به منظور كنترل رشد باكتري ها ضرورت مي يابد.رشد ميكروبي ممكن است آنزيمي توليد نمايد كه مشتقات سلولزي را تجزيه كرده و با گذشت زمان حباب هاي گاز آزادنمايد . ايجاد بوي تند و زننده و زائل شدن خواص سيالاتي دوغابه نيز از ديگر طبعات اين تجزيه مشتقات سلولزي است .درخلال پخت لعاب ، چسب ها و افزودنيهاي تعليق ساز آلي لعاب نيز همچون ساير واسطه هاي آلي مورد مصرف در غالب فرايندهاي دكوراسيون ، در درجه حرارت هايي حدود ١١٠ درجه سانتيگراد شروع به تجزيه شدن نموده ، و چنين تجزيه اي با آزاد شدن بخارآب و بخارات كربنات ، و نيز گازهاي حاوي كربن دي اكسايد و هيدروكربن هاي مختلف همراه خواهد بود. كربوكسي متيل سلولز نيز ازجمله تركيباتي است كه در معرض تجزيه بيولوژيك قرار گرفته و بواسطه تماس و حمله آنزيم هاي توليد شده توسط باكتري هاي مشخص ، آسيب مي بيند. تامين ثبات لازم در برابر تماس و حمله باكتري ها ، با استفاده از بيوسيدها مقدور مي گرددنوع ديگر تماس و حمله بيولوژيك توسط كاتيون هاي چند ظرفيتي صورت مي پذيرد. بخش پولي الكتروليتي كربوكسيمتيل سلولز كه امكان اتصال با كاتيون ها را فراهم مي سازد ، ديگر قادر به انجام وظايف رئولوژيك خود و ابقاي مولكول هاي آب نبوده و از هرجهت بي مصرف و از دست رفته محسوب مي گردد . بسياري از روانسازهاي كلاسيك از قبيل سديم تري پولي فسفات ، هگزا متا فسفات و پولي آكريلات ها نيز در اين شرايط دوچار عوارضي مشابه مي گردند. غالب فريت ها ، رنگدانه ها و مواد خام مصرفي در نسخه فرمولاسيون دوغاب لعاب ، درنتيجه انحلال جزئي موجبگشته و به طبع آن كاراكترهاي مشخصه لعاب تغيير مي نمايد. عارضه فوق به CMC آلودگي و “مسموميت” تدريجيتعبير مي گردد ، اما در واقع نقيصه اي مربوط به لعاب بوده و طبعا در چنين شرايطي مصرف CMC عنوان زوال و فساد بيوسيدها بي فايده است .ايجاد كف و جوش نيز ازجمله ديگر عيوب مبتلا به سوسپانسيون هايي است كه به منظور كنترل خواص رئولوژيك آنها از چسب هاي ارگانيك استفاده شده است. حضور چنين عيوبي ناخواسته در لعاب ، از آن جهت كه همواره بين وجود حباب ها و افت كيفي لعاب تناسبي مستقيم وجود دارد ، چندان مطلوب نمي باشد. ميزان حباب هاي تشكيل شده و ثبات و پايداري و نوع چسب مورد استفاده دارد. برخي فاكتورهايي كه موجد بي ثباتي ، PH آنها بستگي به ويسكوزيته دوغاب ، ميزان در لايه ها هستند به تلاشي حباب ها و كف ايجاد شده مي انجامند. درصورت استفاده از عوامل كف زدا و ضد جوش ، مي بايست درجه اي از عدم انحلال و ناسازگاري بين آنها وجود داشته باشد تا بتوانند بر سطح لايه ها اثر بگذارند.كربوكسي متيل سلولز به كمك افزودن گروه هاي كربن متيل به زنجيره هاي سلولزي حاصل مي گردد. تعداد متوسط اينخوانده مي شود. ثبات در برابر تماس و حمله “DS” گروه ها در هر واحد مونومريك “درجه جانشيني” و يا اختصارابهبود مي يابد. “DS” باكتري ها با افزايش مي توان از تجزيه چسب هاي ارگانيك لعاب در خلال پريود نگاهداري (preservatives) به كمك عوامل حفاظت كننده دوغابه و نيز به هنگام حمله قارچ ها و باكتري ها ممانعت به عمل آوردغالب توليد كنندگان افزودنيهاي لعاب مي توانند توصيه هاي لازم براي گزينش حفاظت كننده هاي مناسب را در دسترس مصرف كنندگان قرار دهند.
تهیه کننده : امید هلاکوئی



