————————————-
شفافيت لعابهاي پخت سريع ازجمله ويژگيهايي است كه به سختي ميتوان آن را با كيفيتي كه از محصول انتظار مي رود انطباق كامل داد . حصول شفافيت بالا معطوف ارتباط مستقيم و تنگاتنگي است كه بين شفافيت شيشه اي و اوزان اتمي اجزاء تشكيل دهنده لعاب برقرار است .
شفافيت در حقيقت شامل اثري است كه از توزيع شعاعهاي بازتابيده از سطح ، در مغز شكل ميگيرد . و چنين اثري به نحو بارز بستگي به شدت انكسار ” بازتابش آينه أي” (1) سطح دارد .
به شعاعهاي بازتابيده أي كه زاويه بازتابش آنها برابر با زاويه شعاع تابشي باشند ” بازتابش آينه أي ” اطلاق مي گردد . ساير شعاعهاي بازتابيده أي كه به هنگام انكسار زاويه أي متفاوت با زاويه تابشي مي سازند شعاعهاي “ بازتابش انتشاري”(2) را تشكيل مي دهند . نسبت شعاعهاي بازتابش آينه أي به شعاعهاي بازتابش انتشاري بيانگر نحوه “پاسخ بازتابشي”(3) سطح ميباشد . هرچه سهم شعاعهاي بازتابش انتشاري سطح بيشتر باشد ، شفافيت بيش از پيش نقصان مي يابد .
فاكتورهايي كه بر شدت بازتابش آينه أي اثر مي گذارند عبارتند از نرمي يا تموج سطحي ، حضور سطوح مياني شيشه / كريستال در گوشت لعاب بواسطه كريستاليزاسيون و يا جدايش فلزي ، و نهايتا اختلاف انديس انكسار فازهاي كريستاله و تفرق يافته با ماتريس شيشه أي لعاب .
يك لعاب ترانسپارنت از انديس انكساري يكنواخت برخوردار بوده و بنابراين غالب شعاعهاي تابشي نور در حدفاصل لايه ميانه هوا / لعاب پيش از آنكه توسط ذرات و يا سطوح زيرين منكسر ، متفرق و يا جذب جزئي گردند ، از گوشت لعاب عبور مينمايند . تفرق شعاعهاي تابشي بواسطه انكسار يا بازتابش نور از فازهاي غير يكنواخت موجود در لعاب ، به كمك عوامل مختلفي حادث مي گردد كه عبارتند از :
- تكسچر و نرمي سطح لعاب
- حضور اجزء كريستاليني كه به سهولت در لعاب حل نمي شوند
- كريستاليزاسيون فاز شيشه در نتيجه اعمال رفتار حرارتي كنترل شده
- پديده جدايش فازي
- حضور حبابهاي كوچك گاز
به عنوان اولين شرط لازم ، يك لعاب شفاف مي بايست سطحي آينه أي و نرم داشته باشد . به هنگامي كه سطوح از نرمي لازم برخوردار نباشند بخشي از شعاعهاي بازتابش آينه أي نورتابيده به سطح ، زاويه بازتابشي برابر با شعاع نور تابشي نخواهند داشت ، و اين بدان سبب است كه در محل برخود شعاع تابشي ، سطح متوازي انكسار وجود ندارد . درنتيجه اين رخداد از بازتابش آينه اي ظاهري كاسته و به تبع آن شفافيت نيز نقصان مي يابد .
به هنگام حضور حبابها ، تشكيل و تفرق فازهاي كريستاله ، و يا بروز پديده جدايش فازي ، سطوح مياني در گوشت لعاب شكل مي گيرند كه به خودي خود ميتوانند موجب بازتابش و انكسار شعاعهاي تابشي گردند . بازتابش حاصله از اين سطوح مياني به بروز پديده أي مي انجامد كه به آن ” تفرق “(4) اطلاق ميگردد .تفرق اساس مكانيسم اوپك كنندگي لعابها محسوب مي گردد .
درجه حرارت بلوغ غالب لعابهاي تك پخت سريع در محدوده حرارتي 1100 تا 1180 درجه سانتيگراد قرار دارد . چنين حرارت پخت بالايي به منظور تشكيل فاز شيشه أي لعاب و حصول شفافيت مناسب لازم است . در خلال پخت و در محدوده حرارتي 700 تا 800 درجه سانتيگراد لعاب شروع به كريستاله شدن مي نمايد . در اين مرحله تشكيل يك فاز آلومينوسيليكات قليائي خاكي – و در محتمل ترين موارد آنورتيت با فرمولCaO.Al2O3.2SiO2 قطعي است . والستنايت ، ولاميت ، فورستريت ، آكرمانيت و ديوپسايد نيز از ديگر ساختارهاي كريستاليني هستند كه ممكن است شانس كريستاليزاسيون در مذابه لعابها را به دست آورند .
تشكيل اين فازهاي كريستالين اضافي – خصوصا آنورتيت – نتيجه عدم بلوغ لعاب در بازه حرارتي مورد اشاره است . با افزايش درجه حرارت ، فاز آلومينوسيليكات قليائي خاكي متحمل يك تبديل فاز جامد – جامد گرديده و نهايتا به هنگام رسيدن به حرارت 1100 تا 1150 درجه سانتيگراد – كه بازه حراتي بلوغ مناسب لعاب هاي پخت سريع محسوب مي گردد – ذوب مي شود . اين فاز در خلال سرمايش متحمل كريستاليزاسيون نگرديده و بنابراين به صورت يك فاز شيشه أي باقي مانده و موجد شفافيت سطحي مي گردد . با عنايت به مكانيسم فوق مشاهده مي گردد كه در حرارتهاي كمتر از 1100 درجه سانتيگراد ، به دليل حضور فازهاي کریستالين ، حصول شفافيت مناسب امكانپذير نمي باشد .
اثر افتراق و پراكندگي دروني شعاعهاي بازتابيده بر روي شفافيت لعاب بستگي به اختلاف بين انديس انكسار ماتريس شيشه أي لعاب و كريستالهاي ديسپرسه دارد . هنگامي كه اختلاف بين ضرايب انكسار زياد باشد ، شفافيت ممكن است بواسطه بازتابش آينه اي اضافي منكسره از كريستالهاي نزديك به سطح تقويت گردد . از طرف ديگر وقتي اختلاف بين ضرايب انكسار لعاب و كريستالهاي تفرق يافته در آن كم باشد ، شعاعهاي منكسره از كريستالها موجب بازتابش انتشاري مي گردند كه با منكوب شدن شعاعهاي منكسره فوق و باقي ماندن آنها در گوشت لعاب ، سطح به ماتي مي گرايد . لذا جهت حصول حداكثر شفافيت ميبايست حضور حبابها ، جدايش فازي و كريستالهايي با انديس انكسار كم حتي المقدور كاهش يافته و يا در بهترين حالت حذف گردند . در غالب لعابها ، آنورتيت محتمل ترين كريستال با انديس انكسار كم است كه شانس كريستاليزاسيون در مذابه لعاب را به دست مي آورد .
همانگونه كه اشاره رفت بازتابش آينه اي يك لعاب تابعيت سختي از انديس انكسار آن دارد . و متعاقبا انديس انكسار خود تابعي از عدد اتمي مولكولهاي كاتيوني تشكيل دهنده لعاب است . با توجه به محدوديت اكيد استفاده از سرب در لعابهاي تك پخت سريع ، تنها گزينه هاي مؤثر در خصوص تامين عدد اتمي بالا ، روي و باريم و تاحد كمتري كلسيم و منيزيم هستند .
پس از انجماد مذابه به فازهاي شيشه أي با انديس انكسارهاي متفاوت و نزديك به هم ، شمار متعددي سطوح مياني در مسير شعاعهاي تابش و بازتابش نور تشكيل مي گردند كه به هنگام نوسانات حاصل از فرآيند مي توانند موجب نقصان شفافيت گردند .
· فاكتورهاي مؤثر در نقصان شفافيت لعابهاي تك پخت سريع
———————————————————-
1- حضور محيط اكسيدان خصوصا در خلال مراحل اوليه سيكل پخت : همچون يك كاتاليست موجب تسهيل در تشكيل نمك هاي سولفات مي گردد. نمكهاي فوق لايه نازكي بر روي سطح بوجود مي آورند كه موجب غير زجاجي شدن سطح مي گردد .
2- اكتيو باقي ماندن اسپينلهاي قليائي خاكي : عدم تنظيم محتواي صحيح سيليس ، آلومين و بور در لعاب هاي پخت سريع ، موجب اكتيو باقي ماندن اسپينلهاي قليائي خاكي گرديده و احتمال تركيب آنها با سولفور موجود در گازهاي احتراق را تشديد مي نمايد .
3- سرمايش سريع لعاب تا نقطه خميري شدن آن : “جدايش فازي “ حاصل انفكاك فازهاي شيشه أي از يكديگر مي باشد . بعلاوه درخلال سرمايش ، انجماد فازهاي شيشه أي با تركيب و انديس انكسار متفاوت از مذابه ، افتراق و بازتابش انتشاري را افزايش و از شفافيت لعاب مي كاهد .حضور درصد بالاي CaO به تشكيل كريستالهاي برات كلسيم ، اوپاليسنسي ، و ابري شدن سطح با تم رنگي آبي ميانجامد .
4- غلظت بالاي مؤلفه هاي غير شيشه أي جزئا ري اكتيو در لعاب : اگر يك لعاب پخت سريع بر روي بدنه يا انگوبي با درصد تخلخل بالا و بويژه هنگامي كه از سيليس بالايي برخوردار است استعمال گردد ، لعاب و انگوب شديدا واكنش داده كه نهايتا به جذب لعاب ، فقير شدن گوشت شيشه أي لعاب و نقصان شفافيت سطحي آن مي انجامد .
5- كريستاليزاسيون سطحي در نتيجه مصرف سوختهاي سنگين : راسب شدن كريستالهاي كريستوباليت و تريميديت بر روي سطح . منشاء اوليه اين رسوبات نطفه هاي كريستاليني از قبيل ذرات كربن و حبابهاي گاز هستند . سرمايش سريع روش مناسبي جهت درمان عارضه است .
6- مصرف سوختهاي مرطوب : بخار آب موجب تسريع كريستاليزاسيون مي گردد . كاستن از محتواي قليائيهاي خاكي فرمول فريت ، عارضه را محدود ميسازد .
7- نقصان پالايش اتمسفر كوره از گازهاي سوختي ناشي از احتراق : نقصان مكش دودكش كوره و تنظيم ناصحيح فشار در نقاط بحراني كوره موجب جريان يافتن گازهاي سوختي ناشي از احتراق به سمت منطقه سرمايش سريع و به ماتي گرائيدن سطح خصوصا در لبه هاي كاشي مي شود .
8- تنظيم ناصحيح توان كريستاليزاسيون و نرخ رشد كريستالي : هسته هاي كريستالين تمايل به تشكيل در درجه حرارتهايي را دارند كه كمتر از حرارت منطبق با ماكزيمم نرخ رشد كريستالي است .در مذابه هاي با توان كريستاليزاسيون كم و نرخ رشد كريستالي بالا كريستالهاي بزرگ و متفرق ، و در مذابه هاي با توان كريستاليزاسيون بالا و نرخ رشد كريستالي كم كريستالهاي متعدد و با سايز كوچك تشكيل مي شوند . اين كريستالها مذابه را اشباع نموده و موجب به ماتي گرائيدن سطح مي گردند .
9- درصد بالاي اجزاء تشكيل دهنده أي با وزن اتمي كم : اين اجزاء بالاترين توان كريستاليزاسيون و كمترين انديس انكسار را دارا ميباشند .
10-فريت كردن ناقص : حضور فازهاي ناهمگن حاصل از فريت كردن ناقص از جمله علل موثر بروز اوپاليسنسي و غباري شدن سطح لعابهاي تك پخت سريع محسوب مي گردد .
11- كنترل كشش سطحي مذابه لعاب : كشش سطحي عامل كنترل كننده سرعت تشكيل شيشه بر روي سطح لعاب بوده و هرچه مقدار آن بيشتر باشد ، سطح لعاب شفافتر است .
12- اشباع فاز شيشه أي لعاب از سيليس : در صورت اشباع تركيب لعاب از سيليس ، نتيجه حاصل به ماتي گرائيدن سطح در نتيجه كريستاليزاسيون مجدد تريميديت است كه بطور يكنواخت و بدون آنكه انحلال يابد در مذابه لعاب پخش مي شود .
13- كنترل شيب منحني تغييرات ويسكوزيته : شيب منحني تغييرات ويسكوزيته لعابهاي تك پخت سريع ، با استعانت از نسبت فازهاي شيشه / كريستال در مذابه لعاب كنترل مي گردد . فازهاي كريستالين برخلاف ماتريس شيشه أي و آمورف لعاب – كه از يك گستره ذوب برخوردار است– داراي نقطه ذوب مشخص و ناگهاني ميباشند . لذا كريستاليزاسيون حادث شده در مذابه لعابهاي تك پخت سريع علاوه بر اثر گذاري شاخصي كه بر روي نقطه نرمي لعاب دارند ، پارامتر اصلي كنترل شيب منحني تغييرات ويسكوزيته لعاب در جهنم كوره نيز ميباشد .
14- كنترل نوع ، كميت و نرخ كريستاليزاسيون فازهاي كريستالين از ماتريس شيشه أي لعاب : كريستاليزاسيون ديوپسايد از ماتريس شيشه أي غني از سيليكا و حاوي CaO و MgO و مقادير جزئي فلاكسها بوقوع مي پيوندد . كنترل كننده هاي نرخ كريستاليزاسيون ، سرعت و كميت تشكيل ديوپسايد را در خلال پخت تعديل مي نمايند . اين كنترل كننده ها براي درجه حرارتهاي بالا شامل سديم فلدسپار ، و براي درجه حرارتهاي پايين تر B2O3 و اكسيدهاي قليائي ميباشند . ZnO نرخ كريستاليزاسيون ديوپسايد را كاهش داده و كنترل كننده اصلي تكسچر و بافت سطحي لعاب به هنگام تشكيل فازهاي كريستالين (خصوصا ديوپسايد) محسوب ميگردد .
درصد بالاي حضور MgO در تركيب لعاب شانس كريستاليزاسيون فورستريت (Mg2SiO4) ، درصد بالاي CaO شانس حضور آكرمانيت و والستنايت (CaSiO3) ، درصد بالاي Al2O3 شانس كريستاليزاسيون آنورتيت (CaAl2Si2O8) و نهايتا غني بودن بيش از حد ماتريس شيشه أي از سيليكا كريستاليزاسيون مجدد تريديميت ، كوارتز و كريستوباليت را به همراه دارد كه موجد كريستاليزاسيون سطحي و جدايش فازي گشته و نقصان شفافيت را به همراه خواهد داشت .
| عارضه پديد آمده | كريستال تشكيل شده | تركيب كنترل كننده |
| نقصان شفافيت | آنورتيت(CaAl2Si2O8) | Al2O3 بالا |
| نقصان شفافيت | آكرمانيت – والستنايت | CaO بالا |
| نقصان شفافيت | فورستريت(Mg2SiO4) | MgO بالا |
| جدايش فازي-كريستاليزاسيون سطحي | تريديميت – كوارتز – كريستوباليت | SiO2 بالا |
—————————————————————————————————————
- Specular Reflection
- Diffuse reflection
- Reflection Response
- Scattering
مولف : امید هلاکوئی



